جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
93
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بودهاند ، اگرچه در بعضى اوقات ، از نظر شكل و ظاهر ، با همديگر فرق داشتهاند . و اينكه همواره دستهايى كه بر گردهء آنان تازيانههاى رنج را فرود آورده يكى بوده است ؛ همه رنج مشتركى را تجربه كردهاند . اگرچه زمان و مكان ، رنگها و نامهاى آنها را تغيير داده باشد ! و همچنين يكىبودن هدفى است كه ملل روى زمين در سير دشوار و جانكاه خود ، در خلال گذار تاريخ ، آن را در نظر داشتهاند ، اگرچه در هر زمان به نامى و در هر مكان به رنگى درآمده است ! در تاريخ واحد انسانيت ، مسألهاى است كه اين وحدت را ضرورى و لازم و قائم به خود قرار مىدهد و آن اين است كه هر پيشرفتى را كه انسان - اعم از فرد يا جماعت - بهخاطر دارد ، محصول واحدى است كه همه انسانيت ، با همه دورانهايش ، از روزى كه انسان پيدا شده تا به امروز ، در پيدايش آن سهيم بوده است . و اگر داستان تاريخ اين چنين باشد : - داستان تطور و تكامل عمومى درضمن خطوط اصلى بزرگ ! - بايد ديد كه نقش ما مردم عرب در ساختن پديدههاى آن چيست ؟ و كار و عمل ما در خلال مراحل آن ، در خدمت به انسانيت ، يعنى خدمت به خودمان ، چه بوده است ؟ ما به حكم اينكه در روى زمين بهسر مىبريم ، در تاريخ انسانيت - با آنچه كه از درازى و شگفتى و يگانگى دارد - سهيم هستيم و شايد هم سهم ما در شگفتى آن بهترين جلوهء تاريخمان باشد . همين شگفتىاى كه در قسمتى از تاريخ ما ، بلندى و عظمت علىبن ابيطالب و بزرگانى نظير او - در قبال انحطاطهاى سهمناكى كه پس از او بهوجود آمد - آن را شكل بخشيدهاند .